خط رابطه
اين دالان که پيش روی من است
مرا به عمق نيستی میکشاند
اين زمان که زمان جدا شدن است
و جدا شدن از بودن خویش
چند روزی بيش نيست
و در اين روزگار بی مهریها
تنها اشاره انگشتی کافی است
که خط رابطه را پاره کند
و ترديد آن انگشت لرزان
که آهسته پيش میرود
میتواند فردای تازه را رقم بزند.
در اين سوی سياه چاله سياه
که حتی حرف "م" دوست دارم را
بی هیچ ترحمی از من میدزد
تنها ايستاده ام و روزگارم
به اشاره انگشتی وابسته است.
+ نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت 15:20 توسط دایان امامی
|