اینجا کسی تنهاست

کسی پشت پنجره است

کسی تنهاست

کسی می‎گرید

کسی می‎ایستد

کسيست که از کنار خانه‎اش

پنجره‎اش می‎گذرند.

 

می‎توان بار دیگر خواب دید

می‎توان گاهی روی ديوار خطی کشيد

می‎توان گاهی شعری سرود

می‎توان يک روز را به دنبال پروانه تا شقایق‎ها دويد

يا که رو به خورشيد پلک‎ها را سرخ بست

بروی علف های هرز خوابيد

نوازش آفتاب را

رقص باد را

وزوز موی عروسک را

تا صدای مادر بزرگ خواب ديد