فیلم خستگی

درود

فیلم خستگی را برای تماشا در این تارنما جای دادم.

این گونه ای نقاشی است و نقش داستانی در آن کمرنگ است با سپاس از مهر شما که دیدگاهتان را در اینجا برایم می نویسید. برای دانلود فایل شکیبا باشید با سپاس.

نمایش فیلم رسم عاشق کشی با حضور خسرو معصومی در کانون

ديروز در کانون پس از نمايش فيلم جلسه نقد و بررسی فيلم رسم عاشق کشی با حضور استاد گرامی آقای طالبی نژاد و کارگردان فيلم خسرو معصومی برگذارشد.

قبل از برگذاری جلسه استاد طالبی نژاد من را صدا کردند و پس از احوال پرسی گفتند که از وبلاگ من ديدن کردند. ايشان فرمودند که نام خودشان را در گوگل سرچ می‎کردند که با وبلاگ من برخورد کردند و بسيار از ثبت گزارش اين جلسات در وبلاگ من ابراز خوشحالی کردند.

من برای نمایش فیلم به موقع نرسيدم البته فیلم را قبلاً ديده بودم و بسيار فيلم زيبا و پر حرفی است که شايد هر کسی از جمله خود من حرفهای خودش را از زندگی در آن بيابد. درخت نمادی است از زندگی از انسان و از عشق. رسم عاشق کشی رسمی است که در آن قاتلان درختان، قاتلان عاشقان و عاشقان درختان کسانی هستند که برای محاقظت از جنگل به سوی جنگل می‎آيند و هر کس لباس نظامی بر تن کند و اگر  تنها به  آن وادی قدم نهد باز نخواهد گشد.

درختان به دست قاتلان فرو می‎افتند و عاشقان می‎ميرند.

خسرو معصومی فارق التحصيل رشته هنرهای دراماتيک است ولی تحصیلاتش را پیش از انقلاب آغاز کرد و با بر خورد با انقلاب فرهنگی و وقفه ای طولانی آن را پس از انقلاب به اتمام رسانيد ايشان در طی مدتی که دانشجو بود دو فيلم سینمايی  ساخت.

ملاقات 1365 و دوران سربی 1367

فیلمهای دیگرشان آقای بخشدار 1370 که يک کمدی اجتماعی است وسفر شبانه 1367، دلباخته، پر پرواز 1379 که يک کار سفارشی و از سر ناچارای برای ايشان بوده و خود صادقانه ماجرای جالب این فيلم را مفصلاً برايمان شرح داد.

فيلم درخشان ايشان فيلم رسم عاشق کشی محصول سال 1381 است.

آخرين فيلم خسرو معصومی جايی در دوردست است 1384 که در جشنواره فجر گذشته حضور داشت و من خودم شخصاً از اين فيلم خيلی خوشم می‎آيد.

رسم عاشق کشی در اصفهان  بسيار درخشيد و جوايز زيادی رسمی و غير رسمی به آقای خسرو معصومی اهدإ شد. اين فيلم به جشنواره شانگهای رفت و در آنجا هم جايزه گرفت.

استاد طالبی نژاد گفت: در فيلم های پيشين معصومی جای روابط عاطفی خيلی خالی بود  و فيلم ها شکلی بسيار واقع گرايانه و ناتوراليستی داشتند. مانند دوران سربی ولی از رسم عاشق کشی ايشان اين فقدان گويی پرنگ شده و در کار های بعدی ايشان پررنگتر خواهد بود. شايد که شما از برخی سکانس های خشن اين فيلم خوشتان نيايد  اين فيلم دريک فضای زمستانی می‎گذرد.

به لحاظ کارگردانی اين فيلم بسيار قوی کارگردانی شده است چراکه کار در شرايط برفی کاری سخت است و حدود دو ماه تا دو ماه و نيم طول می‎کشد. از همه مشکل تر کار در برف حفظ راکرد صحنه می‎باشد.

کار در چنين فضايی برای عوامل آسان نيست. فيلم جايی در دور دست هم همين طور انتخاب لوکيشن و دکوپاژ قوی است.

ممکن است شما به لحاظ روحی اين گونه فيلم را که تلخ است  دوست نداشته باشيد. ولی در هر حال اين فيلم يک فيلم خاص است.

خسرو معصومی : " ما برای يک فيلم از جنوب حرکت کرديم و به حوالی درود رسيديم. من به نادر معصومی گفتم نادر جان اينجا هوا سرده و ما نمی‎توانيم کار کنيم . دما بيست درجه زير صفر بود. ولی نادر معصومی گفت چندر روز که بمانيم عادت می‎کنديم."

یکی از هنرجويان از آقای معصومی انتقاد کرد که چرا گويشهای بازيگران محلی نيست و ايشان در پاسخ گفت که اگر از گويش محلی استفاده می‎کردم همه کس فيلم را نمی‎فهميد. استاد طالبی‎نژاد هم با ذکر مثال برای هنرجويان گفت : يک بار يک عرب به خسرو سينای گفت که چرا شخصيت‎های فيلم عروس آتش با گويش آنها سخن نمی‎گويند و سينايی در پاسخ به آنها گفته بود اگر با گويش شما می‎ساختم فقط خود شما می‎فهميديد. ايشان اضافه کردند برای همين هم هست که فيلم های بهمن قبادی در خارج از ايران بهتر از ايران فهميده می‎شود چرا که زير نويس دارد.

آقای طالبی نژاد گفت به نظر من لازم است که در سينما يک گويش بيسيک پيدا کنيم  و حس و حال قومی را می‎توان با فضاسازی و طراحی لباس هم ايجاد کرد و زبان بايد به گونه‎ای باشد که بيشتر فهميده شود.

سوأل ديگری که از استاد معصومی شد اين بود که چرا بیشتر از Two Shot  و نما های باز و کمتر از نماهای بسته استفاده کرده اند. ايشان پاسخ دادند که زندگی را در لانگشات میتوان ديد. در اين فيلم زندگی زياد وجود دارد چون لانگشات زياد وجود دارد. اين سبک و سليقه زندگی من در سينما ست . در لانگ شات، زندگی ديده می‎شود.

بیننده گان گرامی به تلويزيون خود دست نزنيد فيلم به طريقه سیاه و سفيد پخش می شود.

آخرين خبر درباره فیلم کوچلوی خستگی خودم: اول اینکه تدوین فیلم توسط  آقای امیر صفائیان و دوست خوبم آقای رضا عاطفی انجام شد و به پايان رسيد. خبر بعدی اين که آرش عزيزم از سمت تهيه کننده  گی فيلم انصراف داد و درخواست کرد که اسمش از اين جا حذف شود و خودم شدم تهیه کننده. و توضيح آن که آرش  نسبتی با خانم یاس شمس ندارند.

بیننده گان گرامی به تلويزيون خود دست نزنيد فيلم به طريقه سیاه و سفيد پخش می شود.

لطفاً سم سوسک را کنار بگذاريد اين سوسک یک سوسک نیست.

ادامه اخبار به زبان مانیايی توجه کنيد:

به اطلاع کديه‎ خاده ها، داییا، داداش سولش مهل نوش جونم و مامان نسلین می لساند که فیلم آماده نمایش است بشتابید ولی یکمی بلیطش گلونه لباس صولتیه یادتون نله خلاسه. ممل لوزنامه ايم اسپشیال دعوتش کلدیم . مانی اکی هم دوشدالمش ولی مالو تهویل نمیگیلیه فک نکنم خودش بیاد. لها جونم که ابجی خوتمه . خدمت آقا ميلاد ازيژ همون که وبلاگش گنگ خواب دیدست و هم عرض کنم ایشالا یجولای فیلم رو میزالم لوی وب . حلا بینیم چی میشه. در خدمت ابجی فاطمه و هما جون هم هستیم. داش علی هم که پوش کنکول اش خبل ندالم بدونکوجاست. همون که وبلاگش سراب تنهایه ها. خلاسه چه بگم فیلم قلیبه این فیلما یجولای وسف حال دله خسته  من اخیییییییییییییییییییییییییییییییییییی. لطفاً دمپای نیالین این سوسک تو فیلمه. نقش دایان لو بازی میکنه.

 

فیلم خستگی فیلم برداری شد

بازيگران: عبدالله آتشانی، ارغوان حقیقی، علیرضا علیپور

تصوير بردار: سيامک سالکی

گريم: مصطفی ثامنی، سارا سهيلی

دستيار کارگردان: فرزاد ناصح و رضا عاطفی

منشی صحنه: یاس شمس

نويسنده و کارگردان : با اجازه بزرگترها خودم

طراح صحنه و لباس: دايان امامی

گذارش تصویری:

عبدالله آتشانی در خستگی

ارغوان حقیقی در خستگی

پشت صحنه خستگی

فیلم کوتاه خستگی فرادا مقابل دوربین میرود.

فردا فیلمم را فیلم برداری میکنیم امیدوارم چیز خوبی از آب در بیاد و شرمنده عوامل کار نشوم. امروز روی طراحی صحنه کار کردم و کاره خوبی از آب درآمد از یک کافی شاپ قرازه یک کافی شاپ نسبتن معمولی و جالب ساختیم.

فیلم خستگی

سلام مرسی از همه کسانی که به من سر زدن و فرصت نشد که پاسخ بدم. این روزها خیلی گرفتارم و سشنبه یک فیلم کوتاه با ۳ بازیگر را جلو دوربین میبرم. همه ماجرا در یک کافی شاپ میگذرد. کافی شاپ تعطیل است و کافی شاپ دار خسته ما مشغول نظافت که یک دختر شیطان جوان وارد میشود و .....

بقیه داستان بماند. که البته فیلم من خط داستانی ندارد. باید ببینینش اگر خدا بخواهد و خودتان نظر بدهید.

 

نمايش فيلم کافه ترانزیت با حضور کامبوزیا پرتوی در کانون سینماگران جوان

فرشته صدر عرفای در کافه ترانزيت

امروز جلسه نقد و بررسی کافه ترانزيت با حضور کارگردان فيلم جناب آقای کامبوزيا پرتوی و آقای احمد طالبی‎نژاد (منتقد)  در حضور دانشجويان پس از نمايش فيلم در کانون سينماگران جوان برگذارشد. من که خيلی از تماشای اين فيلم لذت بردم. و جلسه نقد هم جلسه خوب و پر باری بود.

کافه ترانزيت هفتمين فيلم از کامبوزيا پرتوی است. پیش از اين فيلم هايش برای کودکان بود است و اين نخستين فيلم از اين کارگردان است که از سينمای کودک خارج شده است. از درخشان ترين و معروف ترين فيلمهای آقای پرتوی فيلم خاطره انگيز گلنار است.

فيلم های قبلی کامبوزیا پرتوی: ماهی 1366 ، گلنار 1367،  گربه آوازه خان 1369، بازی بزرگان 1369، افسانه دو خواهر1373 ، ننه لالا و فرزندانش 1375 می‎باشند.

البته آقای پرتويی فيلمنامه‎های زيادی را  نوشتند: شیرک  1366به کارگردانی داريوش مهرجويی، سريال خانه در انتظار 1366( در باره مهاجران جنگی)، گروه‎بان، برخرد 1370، دايره 1378 به کارگردانی جعفر پناهی ،علی و دنی 1379به کارگردانی علی نيکخاه آزاد،قطعه ناتمام 1379 به کارگردانی مازيار ميری، من ترانه 15 سال دارم 1380 به کارگردانی رسول صدرعاملی، ايستگاه متروک 1380 به کارگردانی علیرضا ر، ديشب بابا تو ديدم آيدا 1383 به کارگردانی رسول صدرعاملی ،  سريال گل پامچال، غورباغه سبز، آخرين کار سريالی ايشان پليس آسمانی است.

طالبی نژاد گفت کافه ترانزيت فيلمی است که آن را راحت می‎توان تماشاکرد از آن دسته فيلم هاست که هر بيننده ای به راحتی به تماشای آن می‎نشيند حال يا خوشش می‎آيد يا نه. در واقع اين فيلم تقابل بين سنتگرای و مدرنيته است. طالبی نژاد گفت که کافه ترانزيت يک ملودرآم است . در ملودرآم کانون اصلی فيلم خانواده و شخصيت اصلی  آن زن می‎باشد. در فيلم کافه ترانزيت زن می‎خواهد شخصيت مستقل خودش را بدست بياورد. خودش تلاش می‎کند که ديوار خانه‎اش بالا برود. در يک چنين جامعه بدويی خيلی سخت است که يک زن می‎خواهد تنها بدون همسر زندگی کند. عنصر دراماتيک اين فيلم غذا است. يکی از دلايل عاشق شدن راننده یونانی در فيلم همين غذا بود. استاد طالبی نژاد گفت به گفته مارکس غذا يکی از مواردی است که می‎تواند موجب تحکيم خانواده شود.به نظر استاد طالبی نژاد داستان از تصميم زن برای راه اندازی کافه شروع می‎شود.

پرتوی در باره اين چرا آقای پرستوی را انتخاب کردند گفت که از سابق با ايشان دوستی عميقی داشتند و در زمان جشنواره بازی بزرگان پرستوی به ايشان گفت که مايل است در فيلم بعدی ايشان بازی کند. ايشان در اينکه بخش زيادی از داستان در زمان اجرای کار شکل گرفت و دکوپاژ شد گفت اينجا ايران است نه هاليود در ايران، ابر باد و باران دست مانيست ولی در هاليود اين مسأل را می‎توان با کمک تکنلوژی در دست گرفت. استاد طالبی نژاد: در آمريکا دکوپاژ آهنين است ولی در ايران همه چيز لحظه به لحظه است و اين خود موجب خلاقيت می‎شود.

به نظر من اين فيلم خيلی قوی و زيبا بود. از ميزانسن‎های که با حرکت بازيگر ايجاد می‎شوند خيلی خوب استفاده شده بود. حتی قاب پنجره آشپزخانه خود قابی جدید برای ميزانسن تشکيل داده بود. به لحاظ فيلم نامه به گونه‎ای اين فيلم پيوند تمدنهاست. آقای پرتوی در فيلمش نشان داد که مهر و محبت مرز نمی‎شناسد. و ريحان زن اين فيلم نمادی از مهر و محبت انسانی ‎است که تا کشورهای دور با کسانی که محبت‎اش را ديده اند سفر می‎کند. در فيلم راننده کاميون يونانی عاشق ريحان می‎شود. برای هم در دل می‎کنند بی آنکه ديگری حرف ديگری را درست درک کند ولی آنچه که بينشان زيبایش نمود می‎کند روح مهر و دوستی است.